فراکسیون ورزش «مجلس» و پیگیری حادثه برای 3 کوه‌نورد ایرانی

مهدی هاشمی" نماینده تهران و نایب رئیس فراکسیون مجلش شورای اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، از پیگیری موضوع حادثه سه کوه‌نورد ایرانی در مسیر بازگشت از قله‌ «بردوپیک» خبر داد و گفت: فراکسیون ورزش مجلس، روز یکشنبه 6 مرداد ماه با تشکیل جلسه‌ای این موضوع را پیگیری کرد.

وی افزود: فراکسیون ورزش نسبت به مفقود شدن سه کوه‌نورد ایرانی حین بازگشت از قله‌ی ۸ هزار ۴۷ متری برودپیک واکنش نشان خواهد داد.

نایب رئیس فراکسیون مجلس ورزش خاطرنشان کرد: این موضوع پیگیری خواهد شد تا حداقل حوادث این چنینی دیگری رخ ندهد.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 7:30 موضوع | لينک ثابت


سوابق علمی و کاری «آیدین بزرگی» و «مجتبی جراهی»

به گزارش خبرنگار ورزشی «خبرگزاری دانشجو»، مجتبی جراهی متولد یک خرداد ماه سال 65 آتش نشان فعال بخش امداد کوهستان در مرکز آتش نشانی تهران بود که همراه دو کوه‌نورد دیگر در 29 تیر 1392 بعد از صعود به قله برودپیک و گشایش مسیری به نام ایران جان خود را از دست داد.
 
آیدین بزرگی نیز در این مسیر همراه مجتبی بود و جان خود را از دست داد؛ او دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در رشته مهندسی برق بود.

 لازم به ذکر است، «آیدین بزرگی» در هجدهمین المپیاد علمی دانشجویی در سال 92 حائز رتبه 6 کشوری شده بود.


 -------------------
پی‌نوشت:
اگر خواننده‌گان گرامی از سوابق علمی و یا کاری «پویا کیوان» یکی دیگر از اعضای تیم نیز اطلاعاتی دارند، می‌شود گزارش خبرگزاری دانشجو را کامل کرد ... با سپاس.



 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 7:30 موضوع | لينک ثابت


برگزاری یادبود برای ۳ کوه‌نورد حادثه «برودپیک»؛

احتمالا ۱۶ مرداد در «برج میلاد»

باشگاه آرش در نظر دارد مراسم یادبودی را برای این سه کوه‌نورد برگزار کند و «برج میلاد» نیز برای این کار پیشنهاد شده که هنوز نهایی نشده است.

«همایون بختیاری»، دبیر باشگاه کوه‌نوردان آرش با اعلام این خبر گفت: مسئولان شورای شهر و شهرداری تهران نیز قول‌هایی را برای فراهم شدن شرایط برگزاری این مراسم داده‌اند.

به احتمال زیاد این مراسم 16 مرداد ماه برگزار خواهد شد.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 7:29 موضوع | لينک ثابت


مصاحبه اختصاصی با مدیرعامل نماینده «ثریا» در ایران

ماجرای مکان‌یابی ماهواره‌ای کوه‌نوردان مفقود شده در «برودپیک»

خبرگزاری قدر: در پی بروز حادثه غم انگیز برای 3 تن از کوه نوردان عزیزمان و اظهارات مراجع مسئول در مقابل این حادثه که بدواً مسئولیت این واقعه تأسف بار را متوجه فدراسیون کوه‌نوردی می نمود، در مقابل فدراسیون مذکور با صدور اطلاعیه‌ای خود را از کلیه اتهامات مبرا اعلام نمود. این بار انگشت اتهام به سوی یکی از اپراتورهای تلفن همراه ماهواره‌ای گرفته شده و مسئولین، خصوصاً وزیر محترم ارتباطات و فن آوری اطلاعات این شرکت را مسئول تعلل در مکان یابی این عزیزان دانسته است ... به راستی مقصر کیست؟!

با مراجعه به شرکت ارتباطات تلفن آسیا پای صحبت مهندس کسری محقق (مدیرعامل) نشسته ایم تا پاسخ وی را در قبال این اتهامات بشنویم:

-جناب آقای محقق با سلام قبلاً از وقتی که برای این مصاحبه در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم.

-متقابلاً منهم سلام عرض می کنم و از اینکه فرصتی در اختیارم قرار گرفته تا ضمن همدردی با خانواده این عزیزان حقایق وآنچه شرح واقعه بوده را بیان نمایم، ممنون هستم.

- آقای محقق لطفاً قبل از ورود به موضوع نسبت به نوع فعالیت و محدوده اختیارات شرکت تحت مدیریت خودتون اطلاعاتی را در اختیار ما قرار دهید؟

- شرکت ارتباطات تلفن آسیا در سال 1384 به عنوان نماینده رسمی شرکت ارتباطات ماهواره ای ثریا در ایران موفق به اخذ پروانه از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی گردید این شرکت به عنوان نماینده بازرگانی امور مربوط به فروش، تمدید، تعمیرات و ارائه خدمات گارانتی و پشتیبانی را به عهده داشته و فاقد برخی اختیارات قانونی است که بر اساس مقررات قانونی و پیمانها و معاهدات بین المللی جزو وظایف نهادهای دولتی کشور محل وقوع نمایندگی خواهد بود.

- این پاسخ شما برخی سئوالات را در ذهن من به عنوان یک خبرنگار ایجاد کرد که پاسخ آنرا ضروری می دانم ولی قبل از طرح این سئوالات لطفاً بفرمایید در چه زمانی از وقوع حادثه مطلع شدید؟

- حدود ساعت 7 بعد از ظهر پنجشنبه دوهفته قبل سرکار خانمی با تماس تلفنی با بخش بازرگانی شرکت تقاضای شارژ اعتبار یک تلفن ماهواره ای را نموده بود که بخش بازرگانی بعلت فقدان اختیارات این تماس را به من منتقل کرد و مخاطب به من گفت که از باشگاه آرش تماس می گیرم و احتمال دارد که کوهنوردان این باشگاه به مشکلاتی برخورده باشند و از من درخواست کرد که یک سیم کارت را به صورت اضطراری شارژ نمایم فلذا با توجه به حساسیت موضوع و ضرورت حمایت از مشترکین ثریا با این درخواست موافقت نمودم و بعد از خاتمه تماس در حال ارتباط با نرم افزار مخصوص بودم که خانم مذکور مجدداً تماس گرفت و اطلاع داد لازم نیست شارژ سیم کارت انجام گیرد و این عمل توسط یکی از بستگان وی در کشور آلمان صورت گرفته است (فاصله قطع تماس تا برقرای تماس بعدی کمتر از 2 دقیقه بود) لذا متوجه شدم که مشکل حل شده است.

- یعنی بعد از این تماس ارتباطی با شما گرفته نشد؟

- خیر بخش پشتیبانی شرکت به صورت 24 ساعته پاسخگو هستند.

- تماس بعدی با شما در چه زمانی بود؟

- شنبه حدود ساعت 12 ظهر فردی از بستگان کوه‌نوردان عزیزمان با من تماس گرفت و درخواست اعلام موقعیت موبایل ماهواره ای (مکان یابی) را داشت. طبق مقررات قانونی و بین المللی این امکان برای ما در صورتی وجود داشت که اولاً مقام محترم قضایی چنین دستوری را صادر نماید و دوماً مشترک در خاک ایران حضور داشته باشد و واضح و مبرهن است که این شرکت قادر به مکان یابی یک موبایل در کشوری دیگر نیست.

- پاسخ شما بدین معنی است که در مقابل تماس مذکور هیچ واکنشی نشان ندادید؟

- خیر با توجه به حساسیت موضوع به محض پایان مکالمه طبق قولی که به مخاطب داده بودم فوراً با مقامات مسئول در کشورمان تماس گرفته و دست به دامان آنها شدم تا به عنوان مرجع قانونی و ذیصلاح با شرکت ماهواره ای ثریا تماس گرفته و رسماً تقاضای تعیین موقعیت موبایل مورد بحث را بنمایند.

- با این درخواست شما موافقت شد؟

- حدود سه ساعت بعد یعنی ساعت 15 از دفتر وزیر محترم ارتباطات و فن آوری اطلاعات با من تماس گرفتند و تقاضای اعلام موقعیت کردند منهم مجدداً همان پاسخ را دادم البته پی گیری خود را نیز ضمیمه این پاسخ کرده و از ایشان تقاضای مساعدت قانونی نمودم. با توجه به قول مساعد دفتر وزیر شخصاً با دفتر مرکزی ثریا تماس گرفتم و تقاضا کردم موقعیت موبایل مذکور را به من اطلاع دهند طی این تماس متوجه شدم که ماهواره محل موبایل موصوف را کشور چین نشان می دهد لذا من با دفتر وزیر تماس گرفتم و تقاضا کردم از طریق سفارت دو کشور این موضوع مطرح و پی گیری شود که علی رغم قول مساعد برای اینکار موضوع از طریق سفارتخانه های ایران و چین (جهت کسب مجوز ردیابی از دولت چین) نشد در حالی که شخص وزیر از من درخواست کرد که این موضوع را پی گیری کنم و منهم علی رغم محدودیتهای قانونی به واسطه اینکه نماینده شرکت متبوع خود هستم و از جهت دیگر باید امورمربوط به مشتریان را پی گیری کنم با شرکت ثریا همچنان در تماس بودم تا مکان یابی صورت گیرد.

 بعد از ساعت 7 شب نهایتاً از دفتر وزیر نامه ای به دفتر ما ارسال شد تا از شرکت ثریا تقاضای اعلام موقعیت کنیم که البته با توجه به مقررات قانونی این نامه فاقد ارزش حقوقی بود و باید از دولت چین چنین تقاضایی صورت میگرفت ولی با این حال من باستناد همین نامه مرتباً موضوع را تا ساعت 11 شب از شرکت ثریا پی گیری می کردم و نتایج را به دفتر وزیر منتقل می نمودم.

- چرا شما قادر به ردیابی موبایل های ماهواره ای در کشور های دیگر نیستید؟

- سئوال بسیار عجیبی می کنید؟ با توجه به حق حاکمیت ملی و موافقت نامه های بین المللی چطور توقع دارید یک شرکت خصوصی بتواند یک تلفن ماهواره ای را ردیابی کند آنهم نه در محلی که دارای پروانه است بلکه در یک کشور بیگانه؟

- ممکن است در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟

- خیر من قادر به ارائه توضیحات بیشتر نیستم ولی با حداقل اطلاع از موازین بین المللی و حقوق کشورها بعید است کسی متوجه دلیل این موضوع نشود.

- یعنی پی گیری های شما آن شب پایان یافت؟

- خیر، تا آن زمان به من می گفتند که آقای آیدین آخرین تماسش در حدود ساعت 2 بعد از ظهر روز شنبه بوده ولی وقتی من به منزل رسیدم و کمی استراحت کردم شروع به مطالعه اخبار پیرامون این موضوع نمودم و متوجه شدم ایشان ساعت هفت و سی دقیقه بعد از ظهر مجدداً تماس گرفته است لذا به این موضوع فکر کردم که موضوع شارژ مکالمه ایشان را بررسی کنم و مطمئن شوم تلفن مذکور شارژ لازم برای ایجاد ارتباط را داشته باشد وقتی این موضوع را بررسی کردم متوجه شدم شارژ تلفن در حال پایان است با توجه به اینکه ساعت 3 صبح بود با پیامک موضوع را به مسئول باشگاه اعلام کردم که اگر لازم است تلفن ماهواره ای را شارژ کنم، ساعت 8:15 صبح ایشان با من تماس گرفتند و تقاضا کردند موبایل مذکور 100 واحد شارژ شود که من فوراً اینکار را انجام دادم. ده دقیقه بعد آقای وزیر شخصاً با من تماس گرفتند و یک بار دیگرموضوع را پی گیری کردند و منهم همان توضیحات قبل را دادم البته هر دو بار هم متوجه شدم که احتمالاً در طرف دیگر ایشان همین توضیحات را به ریاست محترم جمهوری منتقل می کنند.

- آقای رئیس جمهور چرا این موضوع را پی گیری می کردند؟

- این رویه مرسوم و متداول است که در زمان وقوع بلایای طبیعی یا حوادث اینچنینی یا حتی خدای نیکرده آدم ربایی های بین المللی مقامات عالی کشورها بر حسب وظیفه ذاتی خود در دفاع از تک تک هموطنان و همونوعان وارد موضوع شده و از قدرت و نفوذ خود برای سرعت بخشیدن به کارها و پی گیری امور استفاده می کنند شما خبرنگاران بر این باور هستید که مسئولین فقط وقتی پای نزدیکان و بستگانشان به میان آید وارد موضوع می شوند در حالی که این چنین نیست.

- مگر همین مسئولین نیستند که شما را متهم می کنند؟

- دلیل نمی شود اگر آنها غیر حق مرا متهم می کنند و از من کاری را می خواهند که جزو اختیارات خودشان است منهم آنها را متهم کنم امیر مؤمنان می فرماید حق را بشناس که اگر حق را شناختی مردان حق را خواهی شناخت. - ممکن است نتیجه این اقدامات را هم بفرمایید؟ - بعد از تماس آقای وزیر و پی گیری من از مسئولین امنیتی و تأیید مقامات بالاتر نهایتاً موضوع از طریق سفرای ایران در امارت و چین با دولتهای مذکور مطرح و پی گیری شد و حدود 3 ساعت بعد یعنی ساعت 12:47 دقیقه مکان یابی صورت گرفت.

- من در آغاز این مصاحبه یک سئوال برایم پیش آمد که اکنون لازم می دانم آنرا با شما مطرح کنم، از پاسخ شما به اولین سئوال من متعجب هستم که اگر شما برای چنین کاری فاقد اختیارات هستید چرا بدواً این تقاضا با شما مطرح شده است؟

- از طرح چنین درخواستی از سوی خانواده کوهنوردان و افتخار آفرینان عزیزمان نباید تعجب کرد چرا که اگر همین امروز نیاز به مکان یابی تلفن همراه فرضاً همراه اول، ایرانسل، تالیا یا رایتل باشد مقامات قضایی مستقیماً این موضوع را به همین اپراتورها ارجاع می دهند (البته طی دستور قضایی و کسی به صورت شخصی نمی تواند چنین درخواستی را مطرح کند) اما در خصوص تلفن های ماهواره ای موضوع به قوانین و مقررات خاصی مربوط است که افراد عادی از آن بی اطلاع هستند اما مسئولین مربوطه علی القاعده باید از این رویه مطلع باشند لذا من خودم هم خیلی متعجب هستم و اگر قرار بود من به عنوان یک بازرگان بتوانم یک تلفن همراه را در کشوردیگر ردیابی کنم که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود و چیزی به عنوان حریم شخصی و امنیت عمومی باقی نمی ماند اما این موضوع که سه شنبه این عزیزان قله را فتح کرده اند و چهارشنبه در مسیر بازگشت مفقود شده اند اما شنبه ظهر این موضوع پی گیری شده برای من خیلی عجیب است و من متوقع بودم همان روز چهارشنبه البته از مسیر صحیح این موضوع پی گیری می شد. از جهت دیگر اعلام برخی موضوعات نظیر تحریم و ... هم کار پسندیده ای نیست چرا که اولاً آقای آیدین از همان روز پنجشنبه حدود چهل و پنج دقیقه با همان تلفن مکالمه با این طرف داشته اند لذا موضوع تحریم اصلاً وجود نداشته و همین الان خیلی از هموطنان از خطوط ثریا استفاده می کنند و من موضوع تحریم را برای اولین بار از مسئولین عزیز می شنوم و خیلی از این بابت متعجبم!!! از جهت دیگر گوشیهای ثریا قابلیت تعیین موقعیت و ارسال آن به مخاطبین را دارند و من متعجب هستم چرا کوهنوردان عزیز ما از این امکان که به صورت پیامک بود استفاده نکرده اند.

- به عنوان سئوال پایانی می خواهم از شما بپرسم علی رغم پایان جستجو و عدم امید منطقی به یافتن کوهنوردان چرا شما طی مصاحبه همچنان کوهنورد مورد بحث را آقای آیدین می نامید.

- برای من به عنوان یک انسان خیلی سخت است این حقیقت تلخ را بپذیرم به همین دلیل سعی می کنم ضمن همدردی با خانواده این عزیزان که با به خطر انداختن جان عزیز خود نام پرافتخار ایران را مطرح و موجبات افتخار کشورمان را فراهم کردند هرگز در قلب ما نخواهند مرد و ما آنها را در قلب خود زنده نگاه خواهیم داشت.

- ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 7:28 موضوع | لينک ثابت


بررسی روند امدادرسانی به کوه‌نوردان گمشده در برودپیک

بررسی روند امدادرسانی به کوه‌نوردان گمشده در برودپیک
در گفت‌وگو با اعضای باشگاه کوه‌نوردی آرش

سه کوهنورد جوان کشورمان برای بازگشایی مسیری جدید به نام «ایران» بر روی برودپیک، دوازدهمین قله بلند دنیا  تلاشی چهار روزه داشتند و موفق هم شدند، اما آنها از برودپیک بازنگشتند تا «بزرگ‌ترین تراژدی تاریخ معاصر کوهنوردی دنیا» را رقم بزنند، این را ريیس فدراسیون پاکستان که قله برودپیک در یکی از شهرهای آن قرار دارد گفته است.
اما چرا آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراهی که توانستند مسیری به این دشواری را برای ایران بگشایند و به قله نیز صعود کنند، در مسیر بازگشت ماندند و بازنگشتند؟ چرا این سه جوان باید نقش اول بزرگ‌ترین تراژدی تاریخ کوهنوردی می‌شدند؟ ایراد کار کجا بوده است؟ این روزها موج عظیمی در نقد صعود اخیر و اتفاقات رخ داده در برودپیک و پاسخگویی به سوالات این‌چنینی، در فضای مجازی و جامعه کوهنوردی ایران ایجاد شده است، اما نظر اعضای باشگاه دماوند به عنوان کسانی كه از ابتدای کار در جریان بوده‌اند چیست؟ برای اینکه موضوع  را کمی شفاف‌تر کنیم، با عباس محمدی از اعضای قدیمی باشگاه کوهنوردی آرش و همایون بختیاری، دبیر این باشگاه به گفت‌وگو نشستیم که آن را در ادامه می‌خوانید:
بعد از اتفاقاتی که رخ داد انتقادات زیادی از سوی جامعه کوهنوردی نسبت به این برنامه و شیوه اجرای آن وارد شد، بیشترین انتقادات هم متوجه تیم پشتیبانی و نحوه پشتیبانی بچه‌ها از سوی کارشناسان تیم، چه در تهران و چه در برودپیک، وارد است. ما در اخبار امدادرسانی خواندیم که حتی یکی از دو نفری که در کمپ سه مستقر بوده‌اند، وقتی برای امداد به همراه یک شرپا به سمت قله راهی می‌شود دچار ارتفاع‌زدگی شده و عملا کاری از دستش برای اعضای تیم برنمی‌آید.
بختیاری: آقای رامین شجاعی و آقای فرشاد سعدی تیم پشتیبانی نبوده‌اند، این آقایان هم از اعضای تیم بوده‌اند که قرار بوده همان مسیر را صعود کنند، اما به خاطر مشکلاتی که داشته‌اند صعود نکرده‌اند.
یعنی قرار بوده تیم به صورت پنج نفره صعود کند؟
بختیاری: بله، این‌طور قرار بوده، از طرفی در ارتفاع ۷ هزار و ۸۰۰ متری تیم امداد و نجات نمی‌تواند به معنای واقعی موثر باشد.
اما در خبرها از آقای شجاعی و آقای سعدی به عنوان پشتیبانان این برنامه یاد شده، حتي قرار بوده مسیر نرمال کمپ سه تا قله را برای بچه‌ها پرچم‌کوبی کنند.

محمدی: ببینید کوهنوردی در کوه‌های بزرگ مثل هیمالیا به دو شاخه بزرگ تقسیم می‌شود، یکی تیم‌های بزرگ و کلاسیک هستند که با نفرات زیاد، تیم‌های پشتیبانی و چادرها و کمپ‌های ثابت صعود می‌کنند و روش دیگر   صعودهای سبک‌بار یا آلپاین استایل (Alpine Style) است که صعود دشوارتری نسبت به شیوه اول محسوب می‌شود؛ یعنی برنامه در یک تیم کوچک طراحی می‌شود، کمپ ثابت ندارد یا مثل تیمی که برای برودپیک رفته بود، از کمپ سوم به بعد چادرش را با خود حمل می‌کند. این روش دوم در دنیای کوهنوردی با ارزش‌تر است و اساسا در این برنامه‌ها چیزی به عنوان تیم پشتیبانی به معنای کلاسیک وجود ندارد. هدف برنامه بچه‌ها هم این شیوه بوده، حالا ممکن است کسی با دلایل خود با این روش صعود مخالف باشد یا نپسندد، این یک بحث است، اما وجود یک تیم پشتیبانی قوی در چنین سبکی در دنیا مردود است. کسی که می‌گوید من می‌خواهم به شیوه سبکبار صعود کنم، خود به خود تیم پشتیبان و تجهیزات و اکسیژن و اینها از دستور کار خارج می‌شود.
بختیاری: البته برای احتیاط چند کپسول اکسیژن داشته‌اند، اما بچه‌ها نمی‌خواسته‌اند با اکسیژن صعود کنند.

محمدی: اصلا مشکلی که برای بچه‌ها پیش آمد ربطی به تیم پشتیبانی یا کپسول اکسیژن یا نو بودن مسیر نداشته، در این برنامه اشتباهی یا اتفاقی روی داده که در بسیاری از برنامه‌های کوهنوردی ساده‌تر نيز پیش می‌آید و متأسفانه متداول است؛ یعنی شما در جایی گرفتار حادثه می‌شوید که فکرش را نمی‌کنید. در تمام کتاب‌های درسی کوهنوردی هم نوشته‌اند که مراقب جاهایی باشید که خیلی سخت نیست یا ساده به نظر می‌رسد، خصوصا موقع پایین آمدن. می‌خواهم این را بگویم که سبک صعودی که بچه‌ها داشته‌اند و با خود تیم پشتیبان نبرده‌اند یا کمپ‌های ثابت در قسمت‌های بالا نگذاشته‌اند، برایشان خطر ایجاد نکرد، بلکه اتفاقا در مسیر عادی بازگشت که شناخته شده است اتفاقی که نباید رخ داد و این در جای خود قابل بررسی است.
بختیاری: در مسیر قله به گردنه طناب ثابت وجود دارد، این را فدراسیون کوهنوردی پاکستان هم تأیید می‌کند، اصلا اگر طناب ثابت نبود، دو باربر ارتفاع به قله نمی‌رسیدند، این دو باربر از سر گردنه با کمک طناب ثابت به گردنه رفتند.
فکر می‌کنید چرا بچه‌ها از این طناب‌ها استفاده نکرده‌اند؟
بختیاری: الزاما همه جا طناب ثابت نیست، فقط در قسمت‌های مشکل طناب ثابت می‌گذارند. حدس ما این است در قسمتی که طناب ثابت نبوده بچه‌ها فکر کرده‌اند که آنجا گردنه اصلی است و پایین آمده‌اند. یک نکته دیگر را هم در نظر بگیرید، اینها سه جوان بوده‌اند که قله را صعود کرده‌اند و هیجان فتح در وجود آنها موج می‌زند، هیجان یک کار بزرگ، هیجان انجام کاری که کسی در دنیا نکرده است. تمام اشتباهات فردی هم که در هیمالیا پیش می‌آید موقع بازگشت است، البته من نمی‌گویم بچه‌ها اشتباه فردی داشته‌اند، اما موقع بازگشت فرد خسته است، هوشیاری‌اش را از دست داده و از طرفی باوری به خستگی خودش ندارد و افتخار صعود را با خود به همراه دارد که می‌خواهد هرچه زودتر آن را به پایین قله بیاورد تا با بقیه شریک شود. خب بچه‌ها چند روز در ارتفاع هشت هزار متری بوده‌اند، ما هم می‌دانستیم که از قله تا پایین طناب ثابت هست، به بچه‌ها هم این موضوع را گفته بودیم، اما احتمالا بچه‌ها جایی اشتباه کرده‌اند که شاید ساده‌ترین بخش قضیه بوده است.
پس در نهایت در این صعود چیزی به نام تیم پشتیبانی به خاطر سبک صعود وجود نداشته است؟
بختیاری: ما تیم دوم داشته‌ایم، نه تیم پشتیبانی.
محمدی: تیم پشتیبانی به معنای کلاسیک نداشتیم و قرار هم نبوده داشته باشیم.
بختیاری: و این نظر خود بچه‌ها بوده، باشگاه آرش نگفته که چه کار کنید، بچه‌ها گفته‌اند طرح ما این است  باشگاه هم با توجه به توانمندی بچه‌ها این موضوع را پذیرفته است.
هرچند تیم دوم می‌تواند به معنای نوعی پشتیبانی باشد، اما خب ما فرض می‌گیریم که تیم پشتیبانی وجود نداشته و این خواست بچه‌ها بوده، اما آیا نباید آمادگی برای امدادرسانی به‌موقع وجود می‌داشت؟ خب وقتی بچه‌ها موبایل با خود می‌برند و مدام با پایین در ارتباطند، به این معنا است که در شرایط بحرانی قرار است این موبایل به دادشان برسد، اصلا انتظار کمک به واسطه این موبایل خود به خود به وجود می‌آید.
محمدی: من یک مثال می‌زنم،  مشابه این اتفاق را در همین تهران داشته‌ایم که فرد سه روز از پشت توچال تلفن می‌کرده، با سیستم مخابراتی خودمان ردش گرفته شده، عده‌ای پشت تلفن به او مشاوره می‌داده‌اند که چه کار کند، آخر هم پیدایش نکردند و آن شخص زنده نماند. پس این‌طور نیست که تکنولوژی یا پشتیبانی بتواند همیشه کارساز و نجات‌دهنده باشد، همان‌قدر که تکنولوژی پیشرفت می‌کند و امکانات بالا می‌رود، بلندپروازی‌ها هم بیشتر می‌شود. موقعی که امکانات کوهنوردی مثل حالا پیشرفت نکرده بود، ممکن بود سالانه دو نفر در هیمالیا کشته شوند، اما حالا با رشد امکاناتی نظیر موبایل، جی پی اس و... ممکن است سالی ۳۰ نفر در هیمالیا فوت کنند.
خلاصه این اشتباه است که ما فکر کنیم با وجود امکانات زیاد خطر رفع می‌شود، امکانات تا حدی می‌تواند کمک کند، اما خطر ذاتی کوهنوردی است.
اما به هر حال این انتظار وجود داشته که به محض تماس بچه‌ها در صبح پنج‌شنبه، کمک لازم به آنها برسد، چون تیم دیگری هم با غذا و امکانات لازم در کمپ سه بوده‌اند و امکاناتی نظیر هلی‌کوپتر هم بوده که می‌توانسته زودتر بلند شود و به کار آید.
بختیاری: ما تا چهارشنبه که فکر می‌کرديم بچه‌ها در حال پایین آمدن هستند.
محمدی: بله، تصور ما این بود که کار تمام شده و من روز چهارشنبه به‌قدری خوشحال بودم که ساعت ۱۰ شب مطلبی به عنوان تبریک نوشتم و اعلام کردم، اما ۶ صبح پنج‌شنبه ۲۶ تیر بچه‌ها تلفن کردند و کمک خواستند.
بختیاری: ۶ صبح که تلفن شد، نیم ساعت بعد از آن ستاد تشکیل شده بود. بلافاصله به پاکستان اطلاع دادیم که نفر به سمت گردنه حرکت کند، به نفری که قرار بوده به کمپ سه برود و آب و غذا ببرد گفتیم در کمپ متوقف نشود و یک راست به سمت گردنه برود. ضمن همه اینها، ما اصلا نمي‌دانستيم بچه‌ها کجا هستند در کوهی به آن عظمت. ما مدام می‌گفتیم نقطه جی‌پی‌اس را بفرست، می‌گفت نمی‌توانم.
محمدی: جی‌پی‌اس همیشه کمک نمی‌کند، بارها پیش آمده که در همین ایران، افراد با در دست داشتن جی‌پی‌اس و با داشتن اطلاعات نقطه به نقطه مسیر سر از بی‌راهه درآورده‌اند. احتمالا دوستان ما علاوه بر مشکلاتی که با جی‌پی‌اس پیدا کرده بودند، دست‌هايشان هم سرما‌زده بوده و یا توانایی بدنی لازم برای کار با دستگاه نداشته‌اند. بچه‌ها سه تا دستگاه جی‌پی‌اس داشتند، به علاوه جی‌پی‌اس تلفن ماهواره‌ای.

اصلا نقطه دقیق جی‌پی‌اس را هم که می‌دادند، قوی‌ترین آدم یک روز کامل نیاز داشت تا به قله برسد، چون ما در کمپ آدم داشتیم، اما نمی‌توانستند بالا بروند.
حتی اگر نفر به بالا می‌رسید، از دست یک نفر کاری ساخته نبود، از طرفی نقطه بچه‌ها که بعد از دو روز مشخص شد با تلورانس حدود صد متر بود که غیرقابل دسترسی بود؛ یعنی کوهنوردان قوی که در محل بودند هیچ‌کدام حاضر نشدند بروند وسط یک مشت دیواره در ارتفاع ۷ هزار و ۸۰۰ متری.
خب بچه‌ها سقوط که نکرده بودند، با پای خودشان به آن نقطه رسیده بودند، پس قطعا افراد دیگر هم می‌توانستند به آنجا بروند...
بختیاری: خب اشتباه رفته‌اند اگر آدم‌های دیگر هم می‌رفتند گرفتار می‌شدند. آنطور که بچه‌ها به ما گفتند متوجه شده‌اند مسیری که پایین رفته‌اند اشتباه بوده، به سمت بالا هم برگشته‌اند اما نتوانسته‌اند بیرون بیایند.
 آیا اطلاعات بچه‌ها از مسیر برگشت جامع و کامل نبوده که راه را گم کرده‌اند یا اشتباه رفته‌اند؟
بختیاری: بچه‌ها در یکی از تماس‌ها گفته بودند که ما کمپ سه را می‌بینیم، قطعا مسیر را درست آمده بودند که کمپ سه را می‌دیده‌اند، اما به طور حتم در قسمتی از مسیر که طناب ثابت نداشته گفته‌اند اینجا گردنه‌ایست که باید پایین بیاییم.

محمدی: اینهایی که ما می‌گوییم حدس است و متاسفانه یک نفر از بچه‌ها هم برنگشت که داستان را بگوید، دوربین و جی‌پی‌اس بچه‌ها هم در دسترس نیست و ممکن است هیچ‌‌وقت نباشد که بخواهیم بر اساس آنها قضاوت بکنیم، اما حدس ما این است که به خاطر میل به سریع‌تر پایین آمدن، خصوصا وقتی کمپ دیده می‌شده، بچه‌ها به میان‌بر زدن تحریک شده باشند. به احتمال خیلی زیاد، دوستان ما جسارتی به خرج داده‌اند و با دیدن کمپ سه، تشخیص داده‌اند که میان‌بر بزنند و به احتمال قوی به دلیل خطای دید، حدس نمی‌زده‌اند که زیر گردنه دیواره‌ای غیر قابل عبور باشد.
حالا یا واقعا نمی‌دانسته‌اند یا می‌خواسته‌اند از میان‌بر بروند، آیدین روز پنج‌شنبه گفت که ما فهمیده‌ایم که اشتباه آمده‌ایم، مسیری را که پایین آمده بودیم برگشته‌ایم، اما توان نداریم بالا بیاییم و این عین صحبت‌های آیدین است. این روز پنجم فعالیت آنها در آن ارتفاع بود و آیدین که آدم جسور و توانمندی بود گفت که ما دیگر قادر به حرکت نيستيم و باید به ما کمک برسد.
بنابراین اگر فرض محال ۲۰ نفر کوهنورد زبده و آماده با تمام امکانات هم آنجا بودند، وقتی ما نمی‌دانستیم در کوهستانی به آن عظمت بچه‌ها کجا هستند، کاری از دست کسی ساخته نبود.
 اما در نهایت نقطه آخرین تماس مشخص شد...
محمدی: بله، اما گفته‌اند آخرین تماس جایی در این حدود با تلورانس ۱۰۰ متر است، ۱۰۰ متر در کوه یعنی یک دنیا. اگر فرضا آن نقطه با تلورانس یک متر مشخص می‌شد هم کسی آنجا نمی‌رفت.
بختیاری: کوهنوردانی در محل برای کمک حاضر بودند، اما با مشخص شدن نقطه در روز یکشنبه گفتند ما نمی‌رویم.
اما نکته اینجاست که نقطه آخرین تماس خیلی دیر مشخص شد، یعنی اگر زودتر این نقطه معلوم می‌شد، امکان نجات وجود داشت.
بختیاری: مشخص شدن نقطه به خاطر حساسیت منطقه‌ای که بچه‌ها در آنجا بودند، آنقدر طول کشید. روز اول که من اقدام کردم برای نقطه‌یابی در خارج از کشور به من گفتند تو قصد انجام عملیات جاسوسی داری، چون نقطه‌ای را می‌خواهی در مرز سه کشور پاکستان، چین و هند. این کاری بود كه دولت باید انجام می‌داد و البته دولت کمک هم کرد. آنها باید جواب می‌دادند که یکشنبه محل تماس را گفتند.
محمدی: وزیر و رییس‌جمهور هم پیگیر کار بودند، دستشان هم‌درد نکند که بعد از ۴۸ ساعت، نقطه را به ما دادند، اما اگر همان ثانیه اول بعد از تماس هم نقطه بچه‌ها معلوم می‌شد، کسی نمی‌توانست به این سادگی‌ها کمک کند، زیرا کار به جایی رسیده بود که دیگر فاجعه شکل گرفته بود. آیدین آدمی نبود که بگوید من کمک می‌خواهم، من می‌شناسمش موقعی کمک خواسته که کار از کار گذشته و دیدیم که بله، جایی رفته‌اند که قوی‌ترین کوهنوردان دنیا حاضر به رفتن نشدند، حتی بحث مالی را هم مطرح کردیم، گفتند نه. به باربرها گفتیم ۵ هزار دلار می‌دهیم، ۵ هزار دلار برای یک باربر؛ یعنی درآمد یک عمر، رفتند، اما نتوانستند بچه‌ها را پیدا کنند.

بختیاری: ما به کسانی که قصد صعود قله کی۲ را داشتند گفتیم اگر برنامه امسال خود را براي جست‌و‌جوکنسل کنید، به جز حق‌الزحمه، پول برنامه سال آینده شما را هم می‌دهیم، گفتند می‌آییم اما هلی‌کوپتر می‌خواهیم، گفتیم بفرمایید گفتند کپسول می‌خواهیم، لباس پر می‌خواهیم، باربر می‌خواهیم گفتیم بفرمایید، اما آخر سر گفتند نه، می‌ترسیم.
محمدی: حتی دو نفر از سوییسی‌ها تا کمپ ۲ هم آمدند اما ادامه ندادند.
بختیاری: من به جرات می‌توانم بگویم امدادی که برای نجات بچه‌ها انجام شد در تاریخ امدادرسانی دنیا بی‌نظیر بود. در پرواز اول که ما توماس لامل را استخدام کردیم، فرمانده ارتش پاکستان قول داد هلی‌کوپترها تا جایی که می‌توانند بالا خواهند رفت و این اتفاق هم افتاد. ما دو تا هلی‌کوپتر فرستادیم کمپ اصلی که یکی تا حدود ۸ هزار متری رفت که این کاری بی‌نظیر بود. آنجا عکس گرفته‌اند آمده‌اند پایین عکس‌ها را تجزیه و تحلیل کرده‌اند و دوباره رفته‌اند بالا؛ یعنی در ظرف یک روز چهار پرواز انجام شد که گفتند ما چیزی ندیدیم. روز یکشنبه دوتا باربر ما تا قله هم جستجو کردند. روز دوشنبه هم لامل گفت که از نظر من جست‌وجو بی‌فایده است، اما به اصرار سفارت ایران، این کار را انجام می‌دهم که دوشنبه صبح هم پرواز داشتند که تا ۶ هزار و ۳۰۰ متر رفتند.
اما هرچند بچه‌ها به صعود با اتکا به نیروی خود اعتقاد داشتند، اما بهتر نبود تیمی از چند شرپای ماهر مثلا از نپال می‌آوردید در کمپ سه مستقر می‌شدند تا در صورت بروز حادثه سریعا به سمت بچه‌ها بروند؟
محمدی: این را بچه‌ها می‌خواستند. در نامه‌ای هم که آیدین پیش از رفتن آن را نوشته بود، گفته بود که می‌خواهیم کار خودمان باشد، از عرق خودمان باشد. این یک تز و ایده‌ای قوی در دنیای کوهنوردی است و از نظر ورزشی بسیار با‌ارزش است.
کاری که آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراهی انجام دادند کاری بود که در مقیاس دنیا قابل اعتنا و در مقیاس ایران فوق‌العاده با‌ارزش است، چون تا به حال چنین کاری انجام نشده، متاسفانه اما به دلیل بدشانسی یا ضعف که باید بعدا بررسی شود، در بازگشت از مسیر عادی این اتفاق رخ داد.
بختیاری: ما کمیته‌ای تشکیل داده‌ایم برای بررسی این موضوع که در آن به روی همه باز است و کوهنوردان و هیمالیانوردان می‌توانند بیایند و چرایی این اتفاق را بررسی کنند.
محمدی: بله، متاسفانه افراد زیادی که اصلا در جریان نبودند دورا دور اظهارنظرهایی کردند که درست نبود، در حالیکه که عملیات پی‌گیری امداد در سطح وزیر و رییس‌جمهور در حال انجام بود. من تمام مدت کنار آقای  بابازاده بودم، ایشان با تلفن حرف می‌زد و رایزنی می‌کرد، اما من آن موقع نمی‌دانستم که مثلا وزیر ارتباطات پشت خط است.
با وجود این فکر می‌کنید که مسوولان گروه آرش قادر به پاسخگویی به موج انتقاداتی که به راه افتاده است باشند؟
محمدی: ببینید لزومی ندارد که ما به تک‌تک اظهارنظرها پاسخ بگوییم و واقعیت این است که عملیات جست‌و‌جو بدون کوچک‌ترین تعللی انجام شد. کارهایی که می‌شد کرد اینها بود، کاری که نمی‌شد کرد این بود که زمان را به عقب برگردانند، زیرا دیگر فاجعه رخ داده بود. موقعی آیدین تماس گرفت که دیگر کاری از دست ما برنمی‌آمد.
برخی از منتقدان اعتقاد دارند بچه‌ها به سبک انتحاری صعود کرده‌اند و می‌خواسته‌اند به هر قیمتی فقط صعود کنند و به خاطر وجود این تفکر جان خود را نادیده گرفته‌اند و با آغوش باز به استقبال خطر رفته‌اند.
بختیاری: بچه‌ها بعد از آخرین بیواکشان به قله رفته‌اند. ساعت چهار و نیم بعدازظهر به وقت ایران و ۵ بعدازظهر به وقت پاکستان به قله می‌رسند و نمی‌توان اسم این کار را عملیات انتحاری گذاشت. به عقیده بنده، کوهنوردی ورزش نیست، کوهنوردی یک فعالیت جسمانی شخصی است، من این را قبلا در کمیته ورزش المپیک هم گفته‌ام، زیرا یکی از مهم‌ترین معیارهای ورزش این است که هیچ خطری نباید ورزشکار را تهدید کند، چرا در تکواندو یا بوکس از وسایل پیشگیری از ضربه در لباس‌ها استفاده می‌شود؟ پس اگر ما بگوییم انتحاری، به این معنا است که هر فعالیت کوهنوردی انتحاری است، زیرا در توچال هم ممکن است آدم زمین بخورد و گردنش بشکند. در کوهنوردی شما با طبیعت مبارزه می‌کنید و طبیعت پر از مخاطره است. باید این را در نظر گرفت که این بچه‌ها به شیوه آلپی و سبکبار صعود کرده‌اند و واژه انتحار بی‌معنا است. باز کردن مسیر در کنار مسیر نرمال در چنین ارتفاعی کار بزرگی محسوب می‌شود، چه رسد به اینکه در ارتفاع ۷۵۰۰ متری با کرامپون و تبر یخ سنگنوردی شود و مسیری فنی گشایش شود، کمتر کوهنوردی در دنیا پیدا می‌شود که بتواند چنین کار دشواری را که بچه‌ها کردند انجام بدهد. ما باید این را در نظر بگیریم که بچه‌ها از چنین مسیری با موفقیت عبور کرده‌اند و چنین تیمی قطعا در مسیر نرمال دچار اشتباه شده است.
محمدی: اینها اصطلاحاتی است که برخی دوستان برای خود ساخته‌اند، ولی در دنیای کوهنوردی اصطلاحات پذیرفته‌شده‌ای نیست؛ البته بچه‌ها کلا سبک‌بار صعود نکرده‌اند یعنی تا کمپ سوم باربر داشته‌اند و از کمپ سه به بعد با اتکا به خود و به صورت سبکبار رفته‌اند. در‌واقع صعود بچه‌ها ترکیبی بوده از شیوه صعود کلاسیک و آلپاین که در رده کارهایی که ایرانی‌ها انجام داده‌اند این باارزش‌ترین کار بوده و من حاضرم بر سر این موضوع با هرکسی که می‌خواهد بحث کنم.  بسیاری افراد در کوهنوردی آرمان خاصی ندارند، جز ارضای تمایلات شخصی، اما در مورد بچه‌ها و چیزی که خودشان گفته‌اند، به‌خصوص از نامه آیدین، می‌توان فهمید که بچه‌ها با یک سری آرمان و آرزو و با یک دید اجتماعی رفته‌اند. من مسیری را که بچه‌ها باز کرده‌اند تشبیه می‌کنم به پرچمی که برای همیشه از ایران بر روی این کوه عظیم برافراشته شده و خواهد ماند و از این پس همه خواهند گفت مسیر ایران و این چیز کوچکی نیست. این یک فتخار ملی است که با تلاش و فداکاری بچه‌ها به نتیجه رسید و در ایران بی‌سابقه بوده است. اینکه جان بچه‌ها مهم‌تر از تمام اینها بود و ای کاش این اتفاق نمی‌افتاد، بر همه روشن است؛ اما به هر صورت مسیری باز شده که پرچمی از ایران است برای همیشه و این کار بزرگ خواست بچه‌ها بوده است.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 7:27 موضوع | لينک ثابت


فرآیند اخذ مجوز صعودهای برون مرزی؛ چرا و چگونه ؟

بودجه فدراسیون محدود است ... یگ گاو صندوق خالی!

می‌گویند یک کوله و کفش کتانی کافی است به کوه بروید، اما سری به بازار دست‌دومی‌های مهاباد هم که بزنید می‌بینید برای یک کفش دست دوم هم باید بیش از 100 هزار تومان بپردازید.

 حال اگر قصد کنید در کوهنوردی حرفه‌ای شوید و هیمالیانوردی را امتحان کنید، کارتان سخت‌تر خواهد بود، بوده‌اند کوهنوردانی نظیر لیلا اسفندیاری که مجبور به فروش خانه‌شان برای یک سفر شده‌اند، اما چرا کوهنوردی در ایران چنین پرمخاطره و هزینه‌بر است؟ نهادهای متولی برای کاهش مخاطرات چه می‌کنند؟ رابطه باشگاه‌ها و فدراسیون کوهنوردی چگونه است؟ در گفت‌و‌گو با رضا زارعی، مربی فدراسیون کوهنوردی که پیشتر در این فدراسیون از کارشناسان صدور مجوزهای برون‌مرزی بود، پرسش‌هایمان را مطرح کردیم.

مجوزهایی که برای صعود به قله‌های هشت هزار متری به افراد یا باشگاه‌ها داده می‌شود بر اساس چه ضوابطی صورت می‌گیرد؟ آیا شاخص‌هایی برای این امر تعیین شده یا گروه تاییدکننده بر اساس قضاوت شخصی خود عمل می‌کنند؟

این مجوز به اشخاص، گروه‌ها و باشگاه‌ها یا هيات‌های کوهنوردی داده می‌شود. برای این منظور ایشان باید شش یا هفت ماه قبل از صعود مدارک خود را از طریق هيات‌ها به فدراسیون ارائه دهند. یکسری مدارک و سوابق حرفه‌ای کوهنوردی، مدارک و سوابق آموزشی و پزشکی و گزارشی از روزشمار برنامه، صورت هزینه‌ها در کنار نام قله‌ای که قصد صعود دارند و شرحی از برنامه صعود از جمله این موارد است. هزینه‌های صعودهای برون‌مرزی بسیار بالاست و فرد نیازمند گرفتن حامی مالی برای این برنامه‌ها است و داشتن مجوز می‌تواند حامی مالی را برای کمک تشویق کند؛ زیرا داشتن مجوز فرض برگزاری برنامه را برای حامی قطعی می‌کند، اما متاسفانه مجوز زمانی به فرد داده می‌شود که کمتر از یک‌ونیم تا دو ماه به زمان صعود باقی مانده است. از این رو است که بسیاری از افراد مستقل به واسطه زمان محدود پیش از گرفتن مجوز برای گرفتن حامی مالی امکان برگزاری برنامه را ندارند، البته در گذشته وزارت ورزش کمک‌هایی به هیمالیانوردان پس از صعود از قله می‌کرد، اما با کاهش هزینه‌های این وزارت‌خانه کمک تنها به کسانی داده می‌شود که مجوز را دریافت کرده باشند.

بسیاری از کوهنوردان گله دارند که در دادن این مجوزها درباره برخی افراد اغماض‌هایی صورت می‌گیرد. نظر شما درباره این گفته چیست؟

در مورد برخی افراد چون فدراسیون سوابقی از آن فرد دارد، مجوز را زودتر صادر می‌کند و فرد با آسودگی بیشتری سراغ موارد مرتبط با حامی مالی و.. می‌رود، مثلا درباره آقای قیچی‌ساز به واسطه حضور وی در تیم‌های ملی و سوابقی که وجود دارد این بوروکراسی اعمال نمی‌شود، اما ما شاهد بودیم که درباره این صعود اخیر که متولی آن باشگاه آرش بود، فدراسیون مواردی مطرح کرد، نظیر اینکه مسوول فنی و سرپرست حتما باید در اردوها حضور داشته باشد و... این امر موجب شد باشگاه با دلخوری از ادامه روند ارائه مدارک و اخذ مجوز انصراف دهد یا مثلا در صعودهای برون‌مرزی گفته می‌شود که فرد باید حتما پزشک همراه داشته باشد، اما فردی که به شکل مستقل می‌رود، نمی‌تواند هزینه‌های پزشک را هم تقبل کند که این امر نیز از موانع حضور تیم‌های مستقلی است که با هزینه‌های شخصی عازم برنامه می‌شوند.

فدراسیون کوهنوردی ماهیتی متفاوت از ديگر فدراسیون‌های ورزشی دارد. در کوهنوردی بحث امداد و نجات به عنوان یک بحث حیاتی مطرح است، اما آیا تمهیدی اندیشیده شده است که مساله امداد و نجات جزو وظایف این فدراسیون باشد؟

نزدیک به دو دهه است که بحث متولی امداد و نجات در کوهنوردی مطرح است. نامه‌نگاری‌هایی هم با هلال احمر، شهرداری و سازمان‌های دیگر برقرار شد، اما موضوع امداد و نجات کوهستان در اساسنامه هیچکدام از سازمان‌ها وجود ندارد و همه از زیر بار مسوولیت آن فرار می‌کنند. فدراسیون برای آموزش افراد و باشگاه‌ها باید دوره‌هایی ترتیب بدهد، ولی متاسفانه این بحث تاکنون به شکل جدی دنبال نشده است. در دوره قبل شورای شهر استان تهران مبلغی به ستاد بحران اختصاص داد که امداد و نجات کوهستان را پیگیری کند. فدراسیون کوهنوردی، هيات کوهنوردی تهران، هلال‌احمر، آتش‌نشانی و نیروهای نظامی قرار بود این کار را انجام دهند اما چون متولی خاصی وجود نداشت، این امر با تغییر مدیریت ستاد بحران شهر تهران نیمه‌کاره ماند. این طرح در شهر تهران می‌توانست الگوی مناسبی برای ديگر استان‌ها و شهرهای بزرگ باشد. هلال‌احمر و آتش‌نشانی ارگان‌های امداد و نجات کوهستان  تشکیل داده‌اند، اما چون متولی اصلی ندارد، زمانی که حادثه‌ای اتفاق می‌افتد دسترسی به آنها با مشکل مواجه می‌شود و در بسیاری موارد به‌دلیل نبود امکانات آنها از زیر بار مسوولیت شانه خالی می‌کنند. هرچند در اغلب مواقع حضور موثری هم داشته‌اند.

در میان جامعه کوهنوردی ایران شاهدیم که اقبال ویژه‌ای نسبت به هیمالیانوردی وجود دارد، اما آیا فدراسیون کوهنوردی به عنوان متولی این امر بسته‌های آموزشی یا دوره‌هایی ترتیب داده است؟

در فدراسیون در این زمینه آموزش تخصصی کوهنوردی نظیر برف و یخ، سنگنوردی، غارنوردی و کوهپیمایی عمومی دوره‌های تخصصی وجود دارد، اما در امر هیمالیانوردی دوره خاصی وجود ندارد و علاقه‌مندان هیمالیانوردی برای ورود به این حوزه سردرگم هستند. متاسفانه در این زمینه فعالیت جدی‌ای هم صورت نگرفته و ظاهرا انگیزه‌ای هم برای اجرای آن وجود ندارد.

فدراسیون کوهنوردی و باشگاه‌ها به واسطه حساسیت ورزش کوهنوردی باید در همکاری و تعامل با هم باشند، این در حالی است که عموما ما شاهد تقابل میان آنها هستیم، چرا؟
بخشی از این مسائل به رقابتی نبودن کوهنوردی و المپیکی نبودن آن بازمی‌گردد. اگر در این ورزش هم مشابه ديگر ورزش‌ها رقابت وجود داشت و فرد می‌توانست خود را ثابت کند، اوضاع بسیار بهتر بود. در حال حاضر در جامعه ما اغلب کسانی که سروکار با کوه دارند مدعی این ورزش هستند. از سوی دیگر بودجه این فدراسیون بسیار محدود است، این در حالی است که افراد و باشگاه‌ها نیازمند حمایت مالی هستند. به نظر من فدراسیون کوهنوردی مشابه یک گاوصندوق خالی است و کمبودهای مالی آن را دچار مشکلات ریشه‌ای کرده است. در این زمینه متاسفانه هیچگونه عزمی هم برای کاهش این فاصله وجود نداشته و ندارد. اختلاف میان هيات‌ها و فدراسیون با باشگاه‌ها و گروه‌ها در اغلب موارد لطمات جبران‌ناپذیری به این ورزش وارد نموده است. از دید من یکی از مهم‌ترین ارکان فدراسیون کارگروه امور استان‌های آن است که می‌تواند در کاهش این فاصله عمل کند، ولی متاسفانه به این کارگروه توجه ویژه‌ای صورت نمی‌گیرد.

 


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 7:24 موضوع | لينک ثابت


تعلل اپراتور ماهواره‌ای در مکان‌یابی کوه‌نوردان مفقود شده به بهانه تحریم!

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در پی مفقود شدن 3 کوه‌نورد ایرانی در رشته کوه‌های هیمالیا، اعلام کرد: اپراتور بین المللی تلفن ماهواره‌ای و سازمانهای بین‌المللی در مکان‌یابی کوه‌نوردان مفقود شده تعلل کردند!

به گزارش خبرگزاری مهر؛، «علی افتخاری» رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، با بیان اینکه این وزارتخانه به محض اطلاع از مفقود شدن سه کوه‌نورد ایرانی در رشته کوه های هیمالیای پاکستان، با پیگیریهای مستمر و بی وقفه شخص رئیس جمهور و دستور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، کارگروه ویژه ای تشکیل داده و با ارتباط مستمر با سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان از همان ساعات اولیه تیم های فنی را برای برقراری ارتباطات با این کوهنوردان تشکیل دادند.

وی گفت: به محض اطلاع از این موضوع، در اولین گام تلفن های همراه کوه‌نوردان برای برقراری تماس و نبود هرگونه محدودیتی به صورت کامل از نظر مالی شارژ شد تا محدودیتی از نظر رومینگ و برقراری ارتباط نداشته باشند که البته با توجه به عدم امکانات کافی در آن نقطه احتمال برقراری تماس با تلفن GSM تقریباً غیر ممکن به نظر می رسید.

افتخاری ادامه داد: در دومین گام، جهت نقطه یابی و اطلاع از طول و عرض جغرافیای دقیق کوه‌نوردان، مکاتبات و پیگیری های مستمری با اپراتور تلفن ماهواره ای بین المللی که کوهنوردان با خود به همراه داشتند برقرار شد اما متاسفانه این اپراتور، بعد از 48 ساعت اطلاعات مربوط به مکان جغرافیایی کوهنوردان را در اختیار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار داد که آنهم با فشار های متعدد و تلاش مستمر و برقراری ارتباط با نهادها و مجامع بین المللی حوزه مخابرات و فناوری اطلاعات موفق به دریافت این مشخصات و اطلاعات شدیم.

وی با بیان اینکه این اپراتور بین المللی ماهواره ای و سازمان متبوع مرتبط با این موضوع، بدون توجه به جان انسان ها و به بهانه تحریم، همکاری مناسبی با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نداشتند، تصریح کرد: از این سازمان ها باتوجه به اینکه جان انسان ها درمیان بود، انتظار بیشتری می رفت تا در جهت نجات جان این سه کوه‌نورد همکاری و تعامل کاملی با ما داشته باشند که متاسفانه این اتفاق رخ نداد.

 


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه ششم مرداد 1392 ساعت 15:37 موضوع | لينک ثابت


2 کوه‌نورد دیگر باشگاه آرش ارتفاعات «برودپیک» را ترک کردند

کوه‌نورد دیگر باشگاه آرش که در کمپ اصلی قله برودپیک باقی مانده بودند، پس از اعلام پایان جستجوها به پایین منتقل شدند.

به گزارش خبرگزاری فارس، افشین سعدی و رامین شجاعی، 2 نفر از کوه‌نوردان باشگاه آرش که تا روز پنجشنبه در بیس کمپ برودپیک مانده بودند پس از پایان جستجو ها برای یافتن 3 کوه‌نورد ایرانی این باشگاه که پس از فتح قله برودپیک مفقود شده و جان خود را از دست داده بودند، آنجا را ترک کردند و به پایین آمدند.

این 2 کوه‌نورد قرار بود از مسیر نرمال به برودپیک صعود کنند که به دلیل مصدومیت و شرایط نامناسب بدنی موفق به صعود نشدند و در کمپ سه و k2 باقی ماندند.

بر اساس صلاحدید مسئولان باشگاه آرش این 2 تا پایان جستجوها در همانجا باقی ماندند و روز پنجشنبه پس از رضایت خانواده قربانیان مبنی بر پایان جستجوها به پایین منتقل شدند و در راه بازگشت به ایران هستند.

به گزارش فارس تیم 5 نفره باشگاه کوه‌نوردی آرش 19 خرداد برای فتح قله برودپیک در پاکستان عازم این کشور شدند که 3 نفر از اعضای این تیم به نام‌های ( آیدین بزرگی، مجتبی جراهی و پویا کیوان) موفق به فتح قله از مسیر جدیدی به نام «ایران» شدند، اما هنگام بازگشت به پایین مسیر خود را گم کردند و به دلیل به پایان رسیدن آذوقه و حضور چند روزه در ارتفاعات جان خود را از دست دادند.

 


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه ششم مرداد 1392 ساعت 15:34 موضوع | لينک ثابت


«جاش برولین» در درام دلهره آور «اورست»!

خبرگزاری فارس: جاش برولین راهی «اورست» می‌شود

درام اجتماعی و پرتنش «اورست» به کارگردانی "بالتازار کورماکور" فیلم‌ساز سرشناس ایسلندی، بازیگران درجه یک سینما را برای نقش‌های اصلی خود انتخاب کرده است.

"جاش برولین" در این فیلم در کنار بازیگرانی مثل "جان هاوکز"، "جیگ گیلنهال" و "جیسن کلارک" بازیگر استرالیایی‌تبار بازی خواهد کرد. کلید فیلم‌برداری«اورست»در ماه نوامبر زده خواهد شد و قصه فاجعه بار یک کوه‌نوردی سخت و مرگبار را به تصویر خواهد کشید.

قصه فیلم‌نامه این درام دلهره‌آور براساس ماجراهایی بنا شده که به حادثه مرگبار و تلخی منجر شد که در قله قدیمی و معروف اورست اتفاق افتاد. زمان رخدادهای قصه ماه مه سال 1996 است که در جریان یک توفان پیش‌بینی نشده و ناگهانی در بلندرترین قله جهان، هشت کوه‌نورد اسیر شده و در فاصله مدت زمان کوتاهی جان خود را از دست دادند.

به نوشته سایت اینترنتی سینمایی موویز، "جاش برولین" در «اورست» در نقش "بک رویترز" بازی خواهد کرد، دکتری که در راس گروه کوه‌نوردان قرار دارد. "جیگ گیلنهال" بازیگر «پایان دیده‌بانی» هم در نقش "اسکات فیشر" ظاهر خواهد شد. او یکی از کوه‌نوردان اصلی این گروه کوه‌نوردی بود.

بقیه بازیگرانی هم که برای بازی در اورست انتخاب شده‌اند، در نقش دیگر کوه‌نوردان بخت برگشته قصه فیلم بازی خواهند کرد. قبل از این گفته می‌شد "کریستین بیل" ـ بازیگر مجموعه فیلم «شوالیه تاریکی» ـ قرار است نقش اصلی این درام دلهره‌آور ورزشی را بازی کند. ولی مذاکرات او با تهیه کنندگان «اورست» به نتیجه مثبت نرسید.

کمپانی یونیورسال این فیلم را با همکاری دو شرکت مستقل فیلم‌سازی وورکینگ تاتیلز و  امت/فورلافیلمز تهیه خواهد کرد.

به گزارش سایت اینرتنتی مووی لاین، «اورست» "بالتازار کورماکور" را نباید با یک پروژه دیگر سینمایی که به همین نام توسط "داگ لایمن" ساخته می‌شود اشتباه گرفت. فیلم "داگ لایمن" درباره "جرج مالوری" کوه‌نورد معروف بریتانیایی است که  در دهه بیست میلادی تلاش سختی کرد تا قله اورست را فتح کند.

نقش "جرج مالوری" را در این درام ورزشی شرح حال گونه "تام هاردی"(بازیگر فیلم‌های «شوالیه تاریکی» و «بی‌قانون») بازی می‌کند. این فیلم برای نمایش عمومی در سال 2014 آماده می‌شود و هم‌اکنون در مرحله پیش تولید قرار دارد.

"بالتازار کورماکور" کارگردان «اورست» تا به حال فیلم‌هایی مثل «101 ریکاویک»، «میرین» و «سفری کوتاه به بهشت» را ساخته است.

کمدی درام جنایت‌کارانه و اکشن «12 اسلحه» او هم‌اکنون آماده اکران عمومی است. "مارک والبرگ" و "دنزل واشنگتن" بازیگران اصلی این فیلم هستند.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه ششم مرداد 1392 ساعت 15:34 موضوع | لينک ثابت


چهار کوه‌نورد حادثه دیده در ارتفاعات کوه «دنا» نجات یافتند!

چهار کوه‌نورد حادثه دیده در ارتفاعات کوه دنا در کهگیلویه و بویراحمد نجات یافتند. این کوه‌نوردان عصر روز جمعه در ارتفاعات صعب العبور دنا گرفتار شده بودند.

در پی این مسئله نیروهای مدیرت بحران با همکاری هلال احمر استان به منطقه اعزام شدند و این چهار کوهنورد را در منطقه تنگ حرا در کوه دنا پیدا کرده و نجات دادند. به گزارش خبرنگار مهر، «تنگ حرا» یکی از مسیرهای کوه‌نوردان برای صعود به قله های «بیژن یک و دو» و «قاش مستان» است.

کوه دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد بیش از 40قله بالای چهار هزار متر دارد و سالانه پذیرایی کوه‌نوردانی از سراسر جهان است.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه ششم مرداد 1392 ساعت 15:33 موضوع | لينک ثابت


تجدید چاپ «کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی نوین»

چاپ دوم کتاب «کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی نوین- از مقدماتی تا پیشرفته» نوشته «غلامحسین حسن‌پور»، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول، به تازگی از سوی نشر ورزش روانه کتابفروشی‌ها شد.

این کتاب که از 10 فصل تشکیل شده، سال گذشته برای نخستین بار منتشر شد و دربرگیرنده مطالب آموزشی درباره کوهنوردی و سنگ‌‌نوردی است.

نویسنده در صفحه 58 این کتاب که به آموزش جهت‌یابی در  کوهستان اختصاص دارد، نوشته است:«همانطور که می‌دانید در طبیعت چهار جهت اصلی وجود دارد (شمال، جنوب، مشرق، مغرب) که با پیدا کردن یکی از آنها می‌توان جهات دیگر را به راحتی مشخص نمود، به این ترتیب که هرگاه رو به شمال بایستید، پشت سر شما جنوب، سمت چپتان مغرب و سمت راست شما مشرق خواهد بود. جهاتی که در بین این چهار جهت واقع می‌شوند (شمال شرقی، شمال غربی، جنوب  غربی)‌ جهات فرعی نام دارند. دقیق‌ترین روش جهت‌یابی به وسیله قطب‌نما است که در مبحث قطب‌نما روش کار با آن شرح داده خواهد شد. منظور از بحث جهت‌یابی در اینجا آموختن روش‌هایی است که بتوان از راه‌های دیگر نیز جهات را شناخت. از آنجایی که روش‌های جهت‌یابی در اینجا آموختن روش‌هایی است که بتوان از راه‌های دیگر نیز جهات را شناخت.»

بخش‌هایی مانند تغذیه در کوه‌نوردی، بهداشت در کوهستان، ارتفاع، اصطلاحات در کوه‌نوردی برخی فصل‌های کتاب «کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی نوین»‌ را  تشکیل می‌دهند.

چاپ دوم کتاب «کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی نوین»‌ تابستان امسال با شمارگان هزار نسخه و بهای پنج هزار تومان از سوی نشر ورزش روانه کتابفروشی‌ها شده است.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه ششم مرداد 1392 ساعت 15:32 موضوع | لينک ثابت


آنها مجوزی از فدراسیون و شورای برون مرزی نداشته است

آنها مجوزی از فدراسیون و شورای برون مرزی نداشته است!

در پی مفقود شدن کوه‌نوردان ایرانی در هیمالیا، دبیر فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی گفت: آنها برای این صعود، مجوزی از فدراسیون نگرفته بودند.

«هادی صابری» در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مورد مفقود شدن یک هفته‌ای سه کوه‌نورد تیم آرش در هیمالیای پاکستان، اظهار کرد: آنها در قالب یک گروه مستقل صعود را انجام دادند و مجوزی از فدراسیون به عنوان متولی کوه‌نوردی کشور نگرفته بودند. البته ما تمایل داریم که افراد با ارائه برنامه‌ای مدون اقدام به صعودهای مستقل داشته باشند، اما با نظارتی دقیق از سوی فدراسیون .

وی افزود: فدراسیون کوه‌نوردی بر حسب جایگاهی که دارد وظیفه انسانی خود می‌داند که به همه کسانی که با چنین مشکلاتی در صعودها مواجه می‌شوند کمک کند، حال چه مجوز گرفته باشند و چه مجوز نداشته باشند، اما اگر این گروه‌ها مجوز داشته باشند، طبعاً برخی کارها را راحت‌تر می‌توان هماهنگ کرد.

دبیر فدراسیون در پاسخ به این سوال که گروه‌ها برای اخذ مجوزهای لازم از فدراسیون از چه زمانی باید اقدام کنند؟ افزود: طبق بخشنامه‌های فدراسیون کوه‌نوردی این زمان حدود شش یا هفت ماه قبل از صعود است که البته بخشی از این زمان مربوط به زمان انجام کارهای اداری و کارشناسی لازم در وزارت ورزش و جوانان است.

وی با اشاره به این که در صورت دریافت اخبار جدید در مورد این سانحه، اخبار آن روی سایت فدراسیون قرار داده خواهد شد، یادآور شد: برای این که اخبار به صورت دقیق و صحیح در اختیار علاقمندان قرار گیرد تمام اطلاعات و اخبار لازم در مورد این حادثه روی سایت فدراسیون قرار داده شده و پیگیری‌های لازم توسط فدراسیون در حال انجام است. اگر اخبار جدیدی به دست آید روی سایت فدراسیون قرار می‌دهیم.

 


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در سه شنبه یکم مرداد 1392 ساعت 8:14 موضوع | لينک ثابت


کدام تیم نجات دیگر قادر به حضور در این مکان هولناک است؟!

«عباس ثابتیان» رئیس سابق «انجمن کوه‌نوردان» در وبلاگش آرام کوه می‌گوید:

دیشب با «عباس محمدی» صحبت کردم و گفتم؛ امروزه از روی آخرین تماس با موبایل، موقعیت دقیق تماس گیرنده تعیین می‌شود ... آیا ستاد بحران به این فکر کرده است که از روی تماس‌های «آیدین بزرگی» موقعیت او را بیابند؟! ... GPS که انگار قصه‌ای بود و بس!

امروز این کار انجام شده وحالا موقعیت دست‌نیافتنی تیم را در عکس بالا ببینید ... کدام تیم نجات دیگر قادر به حضور در این مکان هولناک است؟!

وی در ادامه؛ ایمیل دریافتی از «نیکنام کریم» (شرکت ATP) را نیز به این شرح منتشر کرده است:

" «توماس لامل» هم بر این عقیده است که آنها زیر قله‌ی فرعی از مسیر خارج شده‌اند، او تاکید می‌کند که آنها در خاک پاکستان هستند و نه در چین، او هم‌چنین بر این عقیده است که در این مرحله هیچ شانسی برای نجات هیچ کسی از آنجا وجود ندارد" !



 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در سه شنبه یکم مرداد 1392 ساعت 7:59 موضوع | لينک ثابت


بیانیه فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی

 به حادثه‌‌ی تلخ پیش آمده برای تیم باشگاه آرش در «برودپیک» که قلب همه‌ی ایرانیان را به درد آورد و با توجه به تماس‌ها و پیگیری‌های مکرر خبرنگاران محترم رسانه‌های گروهی و هم‌چنین تعدادی از هم‌وطنان عزیز  طی چند روز گذشته از فدراسیون،  و همچنین اخبار ضد و نقیض و کذب در خصوص رویکرد فدراسیون و انفعال در رابطه با عملیات جستجوی کوه‌نوردان مفقود شده، بدین وسیله مواردی در راستای تنویر افکار عمومی به این شرح اعلام می‌گردد:

۱-    با عنایت به موج فراگیر هیمالیانوردی در کشور، فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی به متقاضیان و درخواست‌های مربوط به صعودهای برون مرزی، بر اساس آئین‌نامه‌های موجود، مستندات لازم و بررسی فاکتورهای مختلفی چون مهارت‌های فنی، سوابق تجربی، تواناهایی نفرات و ... اقدام به صدور مجوز شورای برون مرزی وزارت ورزش می‌نماید. بر اساس آمار موجود صعودها و اعزام‌های صورت گرفته که از کانال فدراسیون و با مجوز شورای برون مرزی صورت می‌گیرد در شرایط ایمن‌تر صورت گرفته و پشتیبانی کامل‌تری را نیز به همراه داشته است.

۲-    تیم کوه‌نوردی باشگاه «آرش» به دلیل عدم انجام کامل امور و سلسله مراتب لازم، از منظر این فدراسیون حائز شرایط لازم جهت بررسی و اخذ مجوز شورای برون مرزی نگردید. با این وجود و بنا بر تصمیمات متولیان آن باشگاه؛ تیمی ۵ نفره در برنامه‌ای شخصی و مستقل عازم این صعود گردید.

۳-    شایان ذکر است؛ پس از حمله‌ی تروریستی اخیر به کوه‌نوردان خارجی در پاکستان، فدراسیون کشورمان ضمن محکوم کردن این حادثه با توجه به حضور کوه‌نوردان ایرانی (تیم باشگاه آرش) قویاً از نهادها و فدراسیون پاکستان؛ خواستار حفاظت و تأمین امنیت کوه‌نوردان کشورمان شد که این تضمین از طریق مقامات پاکستانی به فدراسیون اعلام شد.

۴-    و اما پس از تلاش قابل توجه اعضای این تیم در مرحله‌ی صعود، به محض اطلاع از حادثه‌ی پیش آمده در مرحله‌ی فرود، فدراسیون‌ کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی به رغم اینکه نقشی در سازماندهی و اعزام این تیم نداشته است با عنایت به جایگاه خود و مقتضیات اخلاقی و انسانی و نیاز کوه‌نوردان کشورمان به پشتیبانی؛ با تمام توان، ظرفیت‌ها و ارتباطات خود در راستای پیشبرد امور مربوط به جست‌وجو، امداد و نجات اعضای این تیم اقدام نموده که مشروح آن در پایگاه خبری فدراسیون طی روزهای گذشته منعکس گردیده است.
از جمله:
- تماس های مستمر و مکاتبه با شرکت پاکستانی طرف قرارداد تیم باشگاه «آرش» و درخواست به منظور امداد و تسریع در انتقال توسط بالگرد و یا امداد زمینی با آمادگی فدراسیون جهت پشتیبانی های لازم. ( متن تمامی مکاتبات موجود است)
-تداوم تلاش برای برقراری تماس با سایر کوه‌نوردان خارجی مستقر در منطقه جهت مساعدت در عملیات جست‌وجو  و امداد، از جمله؛ فدراسیون و تیم مغولستان و «مایک هورن» سرپرست تیم سوئیس
- تماس‌های مستمر با «منظور حسین» رئیس فدراسیون پاکستان و درخواست مکرر نسبت به اقدامات عاجل در زمینه‌ی امدادرسانی.

*لازم به ذکر است؛ این پیگیری‌ها کماکان ادامه دارد و فدراسیون از هیچ مساعدتی فروگذار نخواهد کرد.

۵-     ضمن ابراز تأسف از حادثه‌ی پیش‌آمده و ابراز همدردی با خانواده‌های کوه‌نوردان حادثه دیده و هم‌چنین جامعه‌ی کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، بر خود لازم می‌دانیم باردیگر بر این نکته‌ی مهم تصریح و تأکید نموده و کوه‌نوردان گرامی و حتی خانواده‌های آنان را مطلع نمائیم که تشکل‌ها و افراد در خصوص صعودهای برون مرزی؛ ترجیحاً با مشاوره، راهنمایی و هماهنگی فدراسیون و یا اخذ مجوز شورای برون مرزی اقدام به اجرای برنامه‌های خود نمایند تا ایمن‌تر و با پشتیبانی کامل‌تر؛ حتی المقدور کمتر شاهد حوادث تلخ در این رشته‌ی ورزشی باشیم.

۶-     اساساً واکاوی، ریشه‌یابی و بررسی این حادثه از زوایای مختلف (به خصوص از مسئولین باشگاه و سرپرست تیم مذکور نسبت به جوانب امر و امکان سنجی‌های لازم که به عنوان یک باشگاه ورزشی باید در این رابطه به دستگاه ورزش کشور پاسخگو باشند)، امری ضروری‌ست که در زمان مقتضی می‌تواند جنبه‌های تجربی و آموزشی را برای جامعه‌ی کوه‌نوردی نیز به همراه داشته باشد.

 


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در سه شنبه یکم مرداد 1392 ساعت 7:58 موضوع | لينک ثابت


رایزن فرهنگی ایران در پاکستان:

توماس لامل» پذیرفته دوباره منطقه را بازبینی نماید

«دکتر تقی صادقی»، رایزن فرهنگی کشورمان در پاکستان اظهار داشت؛ ساعتی قبل آقای «توماس» برخلاف اظهار نظر دیروز اعلام کرد: در صورتی که مجددا هلی کوپتر دراختیار وی قرار گیرد و وضعیت جوی مناسب باشد با داشتن دوربینی قوی و مختصات جی پی اس دوباره  به نزدیکی محل شناسایی شده رفته و کار شناسایی را برای اقدام عملیاتی بعد انجام خواهد داد.

همچنین ایشان اعلام کردند در بازبینی عکس های گرفته شده توسط خود ایشان دونقطه قابل تامل و بررسی مجدد دیده می شود، البته ایشان معتقدند در صورت عدم انجام این کارها احتمالا توسط برفهای ذوب شونده، اجساد به پایین خواهد آمد.

وی در مورد اظهار نظر آقای «منظور حسین» نیز تصریح کرده؛ با توجه به نظر جدید آقای «توماس» و کوه نوردان محلی توقف عملیات منطقی و توجیه پذیر نخواهد بود. ضمن آن که به دلیل محدود بودن منطقه گم شدن عزیزان کوه نورد نمی توان به سادگی استدلال ایشان را پذیرفت و از ادامه کار منصرف شد.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در سه شنبه یکم مرداد 1392 ساعت 7:57 موضوع | لينک ثابت


شوهر من سنگنورد است

 

در لابه لای صفحات مجله سنگنوردی dpm مقاله جالبی توجه ما را به خود جلب کرد که انعکاس احساسات زنی است خانه دار که همسر او سنگنورد است و تمام زندگی او تحت الشعاع سنگنوردی است ، این موضوع مختص به سنگنوردان نمی باشد بلکه همسران هیمالیانوردان بیش از سایرین با چالش های آشکار و پنهان ناشی از نبود همسر خود در نیمی از سال روبرو هستند ، امیدواریم سوای کسانی که از این راه امرار معاش می کنند سایرین، کانون گرم خانوادگی را فدای علائق ورزشی خود نسازند :

من سنگنورد نیستم ، نبودم و نخواهم بود اما پس از گذشت سالها از ازدواج سعادتمندانه با یک شوهر سنگنورد ، احترام عمیقی به این ورزش که او آن را دیوانه وار دوست دارد در خود احساس می کنم ، اجازه دهید فقط تعداد معدودی از دلایلم را برای این احساسات عمیق با شما به اشتراک بگذارم .

چیزی که من دوست دارم بیشتر گچ و غباری است که روی تمامی لباسهایی را پوشانده که در زیرزمین خانه نگهداری می کنم ، لباس عروسی من ارزش این احساسات را ندارد ، فقط یک گزینه است برای کسی که تمایل به نگهداری لوازم کهنه و از مد افتاده را دارد ،  و این مرا یاد چیز دیگری می اندازد که به خاطر آن سنگنوردی را دوست دارم ، بو ، بویی شگفت انگیز ، اوف آیا بوی پا است که با عرق بدن قاطی شده ؟ بله این بویی است که قطعا" آن را دوست دارم ، صبر کنید فراموش کردم از تمام اوقاتی بگویم که تنهایی در آخر هفته ها و تعطیلات گذرانده ام ، زمانی که همسرم بخاطر سنگنوردی خانواده اش را ترک می کند ، من واقعا از این فرصتی که او به من می دهد که به تنهایی تمامی منزل را تمیز کنم باید سپاسگزار باشم ، تمیز کردن منزل و تمامی مدت به این موضوع فکر کردن که آیا او حالا زنــــــده است یا مــــــرده ؟

و دیگری آن زبان ویژه و فوق العاده ای است که سنگنوردان به کار می برند زیرا من از بکار بردن کلمات واقعی و متقاعد ساختن دیگران به صحبت در باره آن چیزی که چرندیاتی بیش نیست ، خسته شده ام.

حق با توست عزیزم ! نکات فنی سنگنوردی با ارزش هستند آنها را حفظ کن درست همان موقعی که من معجزه وار ظرفهایی را که تو نلنبار می کنی می شویم و بله البته باید برای جدایی همیشگی که فردا دوباره آغاز خواهد شد هیجان زده باشم

صبر کنید لباسها را یادم رفت و کفشها ، دائما" در باره مارکهای رنگارنگ داد سخن دادن ، کتانی های لسپورتیوا ، ورو ، برندگان اسکار طراحی لباس و کفش و.... به جوک های مخصوص سنگنوردها نیز عشق می ورزم ، همسرم زیاد اهل خندیدن نیست ، خنده هایش همیشه به لبخند ختم می شود اما نمی دانم چه چیزی در صحبت از یک V6 نهفته است که او از ته دل قهقهه می زند . از وسواس او به تجهیزاتش ، از صحبت از دخترانی با بازوهای عضلانی و ....

اما اگر یک چیز را بیشتر از مابقی دوست داشته باشم آن همانی است که برای شوهرم این امکان را فراهم آورده که هر لحظه و تمامی اوقات خواب و بیداری و زندگی او سرشار از سنگنوردی است به جای اینکه وقت با ارزش زندگی را به من و نیازهای من فکر کند ، همیشه ، در سالگردها ، تولدها و حتی زمانیکه من در بیمارستان برای زایمان بستری بودم

چه می توانم بگویم ؟ هیچ کاری از دستم بر نمی آید ، جز اینکه من عاشق سنگنوردی هستم. 



 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه سی ام تیر 1392 ساعت 7:58 موضوع | لينک ثابت


خانتنگری از مسیری مستقیم

سایت فدراسیون کوه نوردی روسیه اعلام کرد : سرگی سلیورستف از بیشکک و سرگی هاردی از فرانسه راهی مسیری مستقیم از جبهه جنوبی خانتنگری شدند. تلاش قبلی این مسیر در سال 1982 توسط تیمی 7 نفره به سرپرستی گنادی ایساچنکو از لنینگراد در ارتفاع 6500 متری به اجبار منجر به تراورس آنها به سمت یال ماربل شد که در تصویر سیاه و سفید مشخص شده ، در تصاویر رنگی مسیری که این دو نفر امیدوار به صعود از آن هستند به نمایش درآمده. 

Хан-Тенгри. Директ по Южной стене

Хан-Тенгри. Директ по Южной стене



 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه سی ام تیر 1392 ساعت 7:56 موضوع | لينک ثابت


اخبار برودپیک شنبه ۲۹ تیر

ضمن اینکه کماکان جستجوی دو باربر ارتفاع پاکستانی در حدود موقعیت گردنه ادامه داشته است، به دلیل اتمام شارژ بیسیم، تماس با ایشان امکان‌پذیر نمی باشد. همچنین امروز در حدود ساعت 13.30 دو مرحله تماس تلفنی با آیدین بزرگی برقرار شد، آنچه از صحبت های نامنظم و پراکنده وی به نظر می رسد، وضعیت نامناسب جسمانی و مشکلات ناشی از اقامت طولانی در ارتفاع است و متاسفانه مکالمه‌ای که کمک به یافتن نامبردگان و یا اطلاع از وضعیت جسمانی همراهان وی (پویا کیوان و مجتبی جراحی) باشد امکان‌پذیر نشده است. بلافاصله موارد به رامین شجاعی در بیس کمپ برودپیک منتقل گردید و وی در تلاش برای اعزام تیم دیگری به کمپ های بالاتر است.

 

_ از تاخیر غیرقابل توضیح و غیرقابل درک بیش از پنج ساعته ی اعلام خبر برای افکار عمومی که بگذریم ، مضمون مبهم آن گویا و بیش از هر چیز دیگر وظیفه دارد به دلهره و نگرانی همگان دامن زند!!  آیدین امروز دو مرحله تماس تلفنی داشته است ... پس آیدین زنده است ... اما دو همنورد دیگر او چطور؟ ... آنها در چه وضعیتی هستند؟ ... مگر امکان دارد آیدین طی دو مرحله تماس، چیزی از وضعیت دوستان خود نگفته باشد؟ ...  هر چقدر هم که صحبت‌های او  نامنظم و پراکنده باشد... بهرحال  سعی می‌کنیم خوش‌بین باشیم و روایت آرشی‌ها را باور کنیم . باور کنیم آنها راست می‌گویند اما ...

 

_ خبرگزاری ایرنا : یک مسوول در ستاد پیگیری برنامه صعود به قله برودپیک که نخواست نامش فاش شود  اعلام کرد: طبق آخرین اخبار رسیده، سه کوه نورد کشورمان که در حال بازگشت از قله ˈبرودپیکˈ در کشور پاکستان از مسیر انحراف پیدا کرده اند، هنوز زنده هستند.

 

_ مدیران باشگاه آرش و  اعضای آن مثلا ستاد بحران چه پاسخی برای این گونه تناقضات دارند؟! 

 

_ همین جا اعلام می‌کنیم که به روش ناپسند مدیران باشگاه آرش در برخورد با افکار عمومی انتقاد داریم . به نظر می‌رسد آنان افکار عمومی را به بازی گرفته‌اند . به نظر می‌رسد هیچ یک از دلهره‌ها و نگرانی‌های به وجود آمده برای آنان اهمیتی ندارد . از یک سو در اعلام رسمی خود می‌گویند از وضعیت بقیه خبر ندارند و از سوی دیگر و با فاصله‌ای اندک به صورت غیر رسمی و از طرف مقامی که نمی‌خواهد نامش فاش شود به خبرگزاری رسمی  مملکت می‌گویند نگران نباشید همه‌شان زنده‌اند !!

 

_ هم چنان امیدواریم مدیران باشگاه آرش در سیاست ناپسند و به شدت آزاردهنده‌ی نحوه‌ی اطلاع رسانی خود تجدید نظر کنند .  احترام به افکار عمومی ایجاب می‌کند که آنان در سیاست اطلاع‌رسانی " قطره چکانی ، کند و به شدت کنترل شده "‌ی خود تجدید نظر کنند.

 

_ با فقط " افکار عمومی را نامحرم دانستن " مخالفیم ! ... با فقط " توزیع و  پخش آخرین اخبار حادثه در حلقه‌ی خودی‌ها و دوستان نزدیک آن هم به شکلی کامل و با جزئیات تمام  " مخالفیم!

 

 

 

 آخرین خبر دریافتی از سایت کوه نیوز :

_ ساعت 19.30 آیدین زنگ زد و تقاضای کمک کرد. تغییر محل داده و ارتفاع را 3500 متر اعلام کرده که اشتباه است. اما سایر مشخصات با عکس ها و نقشه های منطقه مطابقت دارد. به نظر می رسد همان مسیر را که اشتباه پایین رفته بودند و دوباره بالا برگشته اند به تنهایی دارد پایین می‌رود و به بالای سر یک دیواره مهیب رسیده. اقداماتی به شرح زیر در دست اجراست:  1. سعی می‌شود از طریق موبایل آیدین مشخصات جغرافیایی جی پی اس به وسیله  مقامات دولتی پیدا شود.  2. هلی کوپتری که بتواند کوه‌نوردان را از بیس کمپ کی دو به بیس کمپ برود پیک حمل کند آماده پرواز است.  3. رامین در حال مذاکره با کوه نوردان حاضر در منطقه است که هر کسی که کمک کند کلیه هزینه های آن به انضمام پاداش قابل توجه پرداخت می‌شود.

 

 

_ به عنوان یک عضو کوچک خانواده‌ی بزرگ کوه‌نوردی ایران ، تشکر از زحمات شبانه‌روزی  محمد چیتگرها بابت نقش موثر و غیرقابل انکار سایت کوه نیوز را وظیفه‌ی خود می‌دانم .  عملکرد کوه نیوز در جریان بحران اخیر بسیار ارزنده و قابل احترام است.

 

 

و همچنین خوشحالیم که به غیر از ستاد مثلا بحران باشگاه آرش ، روزنه های دیگری نیز برای دریافت اخبار صریح ، شفاف و صادقانه وجود دارد . آخرین خبر دریافتی مربوط به عملیات فردا ( یک شنبه ) در وبلاگ عباس ثابتیان : 

برابر آخرین خبر دریافتی: براساس هماهنگی های انجام شده قرار است صبح فردا یک شنبه  یک فروند هلی کوپتر از کونکوردیا پرواز کند .در این پرواز، «توماس لامل»  راهنمای گروه امیکال و یک باربر ارتفاع حضور خواهند داشت، آنها اکسیژن، و غذا و آب به همراه خواهند برد.  هم چنین «عزبز»، باربر ارتفاع تیم سویس هم به سوی کمپ های بالاتر خواهد رفت و باتری هم برای راه انداختن رادیوها و برقراری تماس با خود خواهد برد. به این ترتیب فردا با حساب دو نفر باربر ارتفاع که امروز به گردنه و تا نزدیک قله فرعی رفته اند، پنج نفر در حال جستجو خواهند بود. استوارت رمنسنایدر، سرپرست تیم سوییس هم در تلاش است تا کوه نوردان حاضر در منطقه را به کمک مدیران شرکت ای تی پی، به حرکت برای امداد، وادارد.

اگر آیدین امشب را دوام آورد، فردا شانس بسیار بالایی برای یافتن او
وجود دارد.

امیدوار باشیم که فردا، روز یافتن آیدین و هم نوردانش باشد، روز خوب
ایرانیان!


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه سی ام تیر 1392 ساعت 7:52 موضوع | لينک ثابت


«محمدفهیمی» رئیس کارگروه روابط بین‌الملل فدراسیون گزارشی اجمالی از تداوم پیگیری‌های فدراسیون کشورمان

محمدفهیمی» رئیس کارگروه روابط بین‌الملل فدراسیون گزارشی اجمالی از تداوم پیگیری‌های فدراسیون کشورمان در خصوص امدادرسانی به کوه‌نوردان باشگاه «آرش» در ارتفاعات «برودپیک» را به شرح ذیل اعلام داشت:

۱- تماس‌ با شرکت پاکستانی طرف قرارداد تیم باشگاه «آرش» و درخواست به منظور امداد و تسریع در انتقال توسط بالگرد. جهت اطلاع؛ شرکت مذکور حداکثر توان و بهترین سابقه‌ی پروازی بالگرد در آن منطقه را تا ارتفاع ۶۵۰۰ متری عنوان داشته است.

۲- تداوم تلاش برای برقراری تماس با سایر کوه‌نوردان خارجی مستقر در منطقه جهت مساعدت در عملیات جست‌وجو و امداد، از جمله؛ فدراسیون و تیم مغولستان و «مایک فون» سرپرست تیم سوئیس.

۳- تماس‌های مستمر با «منظور حسین» رئیس فدراسیون پاکستان و درخواست مکرر نسبت به اقدامات عاجل در زمینه‌ی امدادرسانی. خاطر نشان می‌شود؛ توسط باربر ارتفاع پاکستانی مقادیری غذا، دستگاه تولید آب و کپسول اکسیژن به کمپ ۳ ارسال شده است.

۴- به نقل از «نیکنام» از مسئولان شرکت پاکستانی ATP؛  "به جهت بالا نبودن توان تیم‌های امداد و نجات پاکستانی جهت عملیات و اقدامات لازم در ارتفاع مورد نظر"،  تماسی نیز توسط سرپرست فدراسیون با «مینگما» شرپای باتجربه‌ی نپالی برقرار گردید تا در صورت حضور کوه‌نوردان خارجی مرتبط با وی و یا شرپاهای نپالی در منطقه از توان و تجربه‌ی آنان بهره گرفته شود.

«فهیمی» تصریح کرد؛ پیگیری‌های فدراسیون در این خصوص با جدیت و امید ادامه دارد.

منبع:


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه سی ام تیر 1392 ساعت 7:48 موضوع | لينک ثابت


پیشنهادات یک تورگردان؛ فقط به فدراسیون کوه‌نوردی؛

و نه «سازمانی» چون ایرانگردی و جهانگردی!

 یک تورگردان به فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی پیشنهاد کرد که برای جلوگیری از گران‌تر شدن سفرهای کوه‌نوردی برای خارجی‌ها،‌ شرایط کوه‌های ایران، به ویژه دماوند را سامان‌دهی کند.

«محمدابراهیم ابراهیمی» در گفت‌وگو با خبرنگار گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به گران شدن سفرهای کوه‌نوردی برای خارجی‌ها در ایران اشاره و اظهار کرد: با وجود آن‌که بیشتر کوه‌نوردان و گردشگران خارجی تمایل دارند سفرهای‌شان را با هزینه‌ی کم انجام دهند، اما قیمت خدمات در مناطق کوهستانی ایران در کنار دستمزد راهنمای تور، هزینه‌ی خودرو در اختیار گردشگران و قاطرها برای حمل بار، آن‌قدر بالا رفته که قیمت این تورها نیز گران شده است.

او ادامه داد: به نظر می‌رسد در مناطقی مانند دماوند، نوعی هرج و مرج در قیمت‌دهی خدمات وجود دارد و لازم است به اوضاع آن منطقه سریع‌تر رسیدگی شود تا گردشگران و کوه‌نوردان خارجی دچار سوءتفاهم نشوند.

وی پیشنهاد کرد که فدراسیون کوه‌نوردی برای تربیت راهنماهای بومی و حرفه‌یی، آموزش‌های روزانه بگذارد،‌ اسامی افراد مطمئن و آموزش‌دیده را اعلام کند و برای این راهنماها نیز کف و سقف دستمزد‌ تعیین کند، حتی سوله‌ای را در دماوند برای استفاده‌ی کوه‌نوردان بسازد و قاطر و وسیله‌ی نقلیه با قیمت مناسب و مشخص‌شده در اختیار آن‌ها قرار دهد تا از هرج‌ و مرج جلوگیری شود.

او به هزینه‌ای که کوه‌نوردان و گردشگران خارجی هنگام صعود به دماوند می‌پردازند، اشاره و بیان کرد: 50 دلاری که فدراسیون از خارجی‌ها می‌گیرد با توجه به جمعیت کوه‌نوردان و گردشگران خارجی، واقعا مبلغ زیادی نمی‌شود و نمی‌تواند با این پول، خیلی از کارها را در آن منطقه انجام داد. همین حالا هم گرفتن این مبلغ برای گردشگران و کوه‌نوردان سوال شده است که در ازای پرداخت این پول، چه خدماتی می‌گیرند.

«ابراهیمی» گفت: فدراسیون می‌تواند برای بهبود اوضاع در این مرحله، بودجه‌ای بگذارد و بخش خصوصی و مردم محلی را نیز به مشارکت بطلبد تا کارها انحصاری نشود و شائبه‌ای پیش نیاید. آن‌ها می‌توانند در مرحله‌ی نخست، هزینه‌ی ورودی قله‌هایی مانند دماوند را کمی بیشتر از قیمت حالا تعیین کنند تا بتوانند امکاناتی را در این کوه ایجاد کنند‌، اداره‌ی امور را هم می‌توان تحت نظارت فدراسیون کوه‌نوردی به مردم محلی سپرد تا درآمدزایی و شغل آن‌ها از بین نرود.

او ادامه داد: فدراسیون کوه‌نوردی مطمئن باشد، اگر روی این کار تمرکز بیشتری کند و مشارکت مردم را به‌کار گیرد حتما در مدت دو سال، نه‌تنها به بودجه‌ای که صرف کرده است می‌رسد، بلکه گردشگر و کوه‌نورد خارجی دماوند را فرا می‌گیرد و مردم محلی هم از این جریان، منتفع می‌شوند.

این تورگردان همچنین اضافه کرد: فقط کافی است مسوولان فدراسیون کوه‌نوردی نظری به اوضاع و احوال کوه‌های کشورهای دیگر داشته باشند تا متوجه شوند ماجرای آن‌ها از چه قرار است و چرا گردشگران و کوه‌نوردان زیادی هر سال برای رفتن به قله‌هایی که درصدی از شگفتی‌های دماوند یا علم‌کوه را ندارند، سر و دست می‌شکنند.


 

نوشته شده توسط ابراهيم فرجي پور در یکشنبه سی ام تیر 1392 ساعت 7:42 موضوع | لينک ثابت